پزشک نیستم ولی براش یه نسخه پیچیدم که از نسخه ی صدتا پزشکه کار کشته بیشتر به دردش خورد. بهش گفتم از دلت بگذر؛ دلت و بذار زیر پاهات تا قدت بلند بشه .... حرفم و گوش کرد و الان واسه خودش "رعنا" شده.....
نوشته شده در سهشنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٩ساعت
۱۱:۱٥ ب.ظ توسط فاطمه جوووووون نظرات () |
من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنه
تیرم به خطا می رود اما به هدر نه
دل خون شده وصلم و لبهای تو سرخ است
سرخ است ولی سرخ تر از خون جگر نه
با هرکه دلش خواسته کنار آمده دنیا
با اهل هنر آری! با اهل نظر نه!
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد
یک باره دگر باره دگر باره دگر نه!!!